تبلیغات اینترنتیclose
سوارى ام ، سوار ِ باد(رها اعتمادی)
پیچک ( رها اعتمادی)
شعر و ادب پارسی

 

فروغ 

یه حرفهایی همیشه هست که از عمق نگاه پیداست


از اون حرف های تلخی که مثل شعر فروغ زیباست



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

خانه کجاست ؟

**

 

سوارى ام ، سوار ِ باد

 مسافرى خسته تنم


 به داد گريه هام نرس

 با شادى بيگانه منم


 مثل خود ِ پرنده ها

 پر زدنو خوب بلدم


 در بين اين ستاره ها

 عمريه پرپر مى زنم


 کسى نگفت کجا برم

 خونه رو کسى نشون نداد


 هر کى منو روونه کرد

 گرفت سپرد به دست ِ باد


 کسى به من هرگز نگفت

 چرا بايد سفر کنم


 از ريشه و از خاطره چرا بايد گذر کنم

 اى کاش کسى به من مى گفت


 سهم من از دنيا چيه

 خانه کجاست ؟ غربت کجاست ؟


 هم بغض درد من کيه

 کسى نگفت کجا برم


 خونه رو کس نشون نداد

  هر کى منو روونه کرد


 گرفت سپرد به دست ِ باد

 هنوز دارم پر مى زنم


 مثل خود ِ پرنده ها

 اما نمى دونم که باز


 غربت کجاست ؟ خانه کجاست ؟

 سفر هميشه واسه من


 قصه ى تکرارى بوده

 چکيدن قطره اى اشک


 در پى دلدارى بوده

 سفر حکايت ِ من ِ


 حکايت و قصه ى من

 پروازمو از من بگير


 بال و پرم خسته شدن

 بال و پرم خسته شدن

 

رها اعتمادی

برچسب ها : ,

موضوع : رها اعتمادی 2, | بازديد : 981