تبلیغات اینترنتیclose
از همون لجظه شروع شد (رها اعتمادی)
پیچک ( رها اعتمادی)
شعر و ادب پارسی

 

فروغ 

یه حرفهایی همیشه هست که از عمق نگاه پیداست


از اون حرف های تلخی که مثل شعر فروغ زیباست



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آغوش بهاری

**

از همون لجظه شروع شد

 با همون واژه ى بدرود


 شب ِ پاييزى ِ غربت

 شب ِ دل شکستنم بود


 تو که رفتى جاى ِ گريه

 مثل آينه شکستم


 تو که رفتى جاى ِ موندن

 حتى از خودم گذشتم


 واسه پروازى دوباره

 بايد از کجا شروع کرد


 به کدوم ستاره دل بست

 با کدوم خورشيد طلوع کرد


 تو که رفتى برگ ِ پاييز

 يادگار عشق ما شد


 به خودم گفتم که انگار

 شاخه از ريشه جدا شد


 تو که رفتى جاى ِ گريه

 مثل آينه شکستم


 تو که رفتى جاى ِ موندن

 حتى از خودم گذشتم


 سايه ام رو از من گرفتى

 خاطراتو دادى بر باد


 اى که آغوش بهارى

 هنوزم گريه ات رو مى خواد


 هنوزم گريه ات رو مى خواد

 واسه پروازى دوباره


 بايد از کجا شروع کرد

 به کدوم ستاره دل بست


 با کدوم خورشيد طلوع کرد

 تو که رفتى برگ ِ پاييز


 يادگار ِ عشق ِ ما شد

 به خودم گفتم که انگار


 شاخه از ريشه جدا شد

 تو که رفتى جاى ِ گريه


 مثل آينه شکستم

 تو که رفتى جاى ِ موندن


 حتى از خودم گذشتم

 سايه ام رو از من گرفتى


 خاطراتو دادى بر باد

 اى که آغوش ِ بهارى


 هنوزم گريه ات رو مى خواد

 اى که آغوش ِ بهارى


 هنوزم گريه ات رو مى خواد

هنوزم گريه ات رو مى خواد

 

 

رها اعتمادی

برچسب ها : ,

موضوع : رها اعتمادی 1, | بازديد : 917