تبلیغات اینترنتیclose
تو به این معصومی تشنه لب ارومی( رها اعتمادی)
پیچک ( رها اعتمادی)
شعر و ادب پارسی

 

فروغ 

یه حرفهایی همیشه هست که از عمق نگاه پیداست


از اون حرف های تلخی که مثل شعر فروغ زیباست



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 23 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

حس مبهم

**

 

تو به این معصومی  تشنه لب ، آرومی 

 غرقِ عطر گلبرگ ، تو چقدر خانومی 

 

 کودکانه غمگین بی بهانه شادی 

 از سکوتت پیداست ، که پر از فریادی 

 

 همه هر روز اینجا ، از گلات رد میشن 

 آدمای خوبم این روزا بد میشن 

 

 توی این دنیایی که برات زندونه 

 جای تو اینجا نیست ، جات توی گلدونه 

 

 غرورمو ببخش ، حضورمو ببخش 

 منم به عابرم ، عبورمو ببخش 

 

 تویی که اشک تو ، شبیه شبنمه 

 همیشه تو نگات ، یه حس مبهمه 

 

 همین لحظه ، همین ساعت ، همین امشب 

 که تاریکی همه شهرو به خواب برده 

 

 یه سایه رو تنِ دیوارِ این کوچه ست 

 توییو یک سبد گل های پژمرده 

 

 همه دنیا به چشم تو همین کوچه است 

 هوای هر شبت یلدایی و سرده 

 

 کجاست اون ناجیِ افسانه ی دیروز 

 جوونمردِ محلِ ما چه نامرده ، چه نامرده 

 

 غرورمو ببخش ، حضورمو ببخش 

 منم به عابرم ، عبورمو ببخش 

 

 تویی که اشک تو ، شبیه شبنمه 

 همیشه تو نگات ، یه حس مبهمه

 

  چه صبورانه تحمل میکنی

غفلت بی رحمِ ما رو دخترک

 

 ، ما داریم گلاتو آتیش میزنیم ، 

تو داری با التماس میگی کمک

 

 

رها اعتمادی

برچسب ها : ,

موضوع : رها اعتمادی 1, | بازديد : 1575